اینجا بیشــــــمارند / اما در خر تروا جا می شوند
اینجا قانون اساسی را قبول دارند / اما وقت عمل جفتک می اندازند
اینجا در خط امام هستند/ اما بیشتر با منتظری حال می کنند
اینجا خداجو هستند / اما تا خدا نمیرد،دموکراسی معنی ندارد
اینجا هیچ رسانه ای ندارند / اما با این بیانیه هایشان مخ مان را برده اند
اینجا با سکوت کامل راهپیمایی می کنند/ اما سر راه چندتا بانک و مغازه و مسجد و اتوبوس هم آتش می زنند
اینجا در مجلس ختم کشته ها شرکت می کنند / اما کشته ها فردایش سیخ سیخ راه می روند
اینجا به شدت استکبار ستیز هستند / اما کمک های نقدی شان را رد نمی کنند
اینجا به اصول اخلاقی پایبند هستند / اما با همجنس بازان می پرند، بسیجی ها هم گه گداری لخت می کنند
اینجا برای امام حسین عزاداری ی کنند / اما آن وسط یک قری هم می دهند
اینجا همه تنش زدا هستند / اما جرثقیل می آورند تا در ورودی صدا و سیما را از جا بکنند و بعدش آنجا را تصرف کنند
اینجا اگر امارات بگوید “خلیج عربی” داد و قال راه می اندازند / اما وقتی بی بی سی می گوید، کاری ندارند
اینجا از دروغ و ریا بدشان می آید / اما وقتی گند دروغ هایشان در می آید، خب درآمده دیگر!!!
اینجا روشنفکر، قرآن پژوه و مجسمه ساز و فیلسوف و پروفسورهستند / اما در طی کردن پله های ترقی، لایی می کشند
اینجا “درود بر مخالف من” سر می دهند / اما “مشایی” را تحویل نمی گیرند
اینجا با استبداد مخالف هستند / اما هویت ملی شان را از رضاشاه گرفته اند
اینجا مخالف را “ساندیس” می بینند / اما در مقابل تنها “نی” آن هیچ غلطی نتوانسته اند، بکنند
اینجا دم از اسلام، انقلاب و امام زمان می زنند / اما اسرائیلی ها و غربی ها برایشان کف می زنند
اینجا آزادی بیان را در نقد ولی فقیه می دانند / اما انتقاد به دانشگاه آزاد را کار حسودان و کینه توزان
اینجا همه مسلمان هستند / اما حکومت اسلامی را دوست ندارند
اینجا زنده ها را هم شهید می نامند / اما کشته های مسجد زاهدان را نه
اینجا امام زمان را قبول دارند / اما سروش و گنجی را سرمایه علمی خود می دانند
اینجا جامعه مدنی را ریشه در مدینه النبی می بینند / اما سر از آخور صهیونیست ها در می آورند
اینجا “الله” را ” اکبر” می دانند / اما اگر لازم باشد، جلوی او هم گردن کشی و تظاهرات و اغتشاش می کنند
اینجا طرفدار “دموکراسی” هستند / اما زمان خودشان، لایحه می دهند تا رئیس جمهورشان را مادام العمر کنند
اینجا قانون را باز قبول دارند / اما با تبصره ی “اگر به نفعم نباشد، گور باباش”
اینجا با تعدد زوجات مخالف هستند / اما در ساختمان گفتگوی تمدن ها، حجله راه می اندازند
اینجا همه با شکنجه مخالف هستند / اما در دهان سعید امامی واجبی می ریزند و زنش را جلویش….
اینجا همه روشنفکر هستند / اما اندازه لیدی گاگا ارزش ندارند
اینجا اندیشه با ریش و پشم را قبول ندارند / اما عجیب صانعی و منتظری را قبول دارند
اینجا باز هم مسلمان هستند / اما سکولار فکر می کنند
اینجا مجتهد دارند / اما سواد عربی ندارد
اینجا کشته های انتخابات پارسال را شهید می نامند / اما کشته های ایذه و سمیرم و سبزوار را یاغی
اینجا حالشان بهم می خورد از جمله “به نقل از کیهان” یا “منبع موثق:کیهان” / اما وقتی بی بی سی می گوید: “به نقل از شنوندگان” کیف می کنند
اینجا با تروریست ها مخالف هستند / اما برای اعدام بمب گذاران بیانیه می دهند
اینجا با فساد اقتصادی مبارزه می کنند / اما از حمایت مهدی هاشمی استقبال می کنند
اینجا همه با هسته ای موافق هستند / اما از سیاست تعلیق حمایت می کنند
اینجا همه می فهمند / اما فرق اموال شخصی داش محمود را با اموال بیت المال نمی دانند
اینجا همه مصداق “ادب مرد به ز دولت…” هستند / اما از تهمت “حرام زاده” گی باکی ندارند
اینجا از حقوق کارگران دفاع می کنند / اما پدر کارگرها را به خاطر تمیز کردن شعارهای روی در و دیوار توالت، در آورده اند
اینجا
اینجا
و باز هم
اینجا
به قول دکتر شریعتی:
اینجا فقط رنگ است…
اینجا دلی تنگ است…

22 خرداد داشت می آمد و ارازل و دیوانه ها و الدنگ ها و کلنگ ها و غازمه ها و یابو ها و بوقچی های رسانه ای آماده شده بودند.
رقاصه ها، تن هایشان را روغن مالیده بودند...
اما
22 خرداد آمد
23 خرداد هم آمد
و همه خرداد ها آمدن...
اما!!!
باز هم
حسینک نیامده بود .
جلبک ها بهانه می گرفتند...
خاتمی ما ما می کرد
سبزک بع بع می کرد
کروبی واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند با هم
حسینک کجایی؟؟؟
روزها همچنان می رفت...
وعده سران فتنه به گوسفندان منافق و یابویشان در شرف پایان بود.
اما!!!
حکومت هنوز سرنگون نشده بود...
پرچم آمریکا بالا نرفته بود...
خبری از حسینک هم نبود!
باز هم از توی طویله صدا می آمد...
خاتمی ما ما می کرد
سبزک بع بع می کرد
کروبی واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند
حسینک کجایی؟؟؟
حسینک کجائی؟؟؟
چند وقت پیش هم همینطور بود...
نمایشگاه کتاب تمام شد و به جای جلبک ها، مجسمه های هخامنشی جمع شدند.
روز معلم هم...
و روز کارگر...
13 بدر چطور؟!
چهارشنبه سوری...
22 بهمن که هیچی
اه اه اه...9 دی که اصلاً...
ما که نبودیم! ما که نشنیدیم...
اما یکسری ها که ظاهری ساده داشتند/لباس نو نداشتند
شال سبز داشتند...
اما سبزش، قهوه ای و خاکستری و چند رنگ نبود...
راستی، کفش هم نداشتند!
من ندیدم! ولی شنیدم که می گفتند: اینها "پابرهنه" هستند!
کاری ندارم، بگذریم...
آنها می گفتند: ما شنیدیم!
شنیدیم که آن روزها...
خاتمی ما ما می کرد
سبزک بع بع می کرد
کروبی واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند
حسینک کجایی؟؟؟
حسینک کجائی؟؟؟
من نمی دانم!
ولی شما چطور؟!
شما شنیدید؟!!!
تقی (فرزند ارشد کروبی) اسلحه می کشد وآن را مسلح می کند: محافظارو خبر کنید …بهمون حمله شده!….می خوان با قیافه ی موسوی ما رو فریب بدن!

فاطمه کروبی سریعاً با سایتهای ضد انقلاب تماس می گیرد:آخه چرا حکومت باید به اینجا برسه … همین الان با گاز خردل به ما حمله کردن!.مسئول مستقیم جان مهدی، حکومت است وبس !…ما زجر کشیده انقلابیم! …ما…
محمد:پدر دیدی چطوری به من نگاه می کرد! ….من مطمئنم که قصد وغرضی داشت !
مهدی کروبی: بزارید بیاین..من برای مردن آماده ام…. من نمی خوام از “چیز”بمیرم !…من حاضرم هرگونه هزینه ای را متقبل بشم …..من…
یکی ازمحافظان کروبی غروغرکنان از اطاق بغل خود را به جمع می رساند وکلید در باز کن را فشار می دهد…کروبی اسلحه را از تقی می گیرد و به سمت محافظ بخت برگشته نشانه می رود:می دونستم …می دونستم که دست تو هم با اونا تو یه کاسه ست!…اعتراف کن…اعتراف کن که تو بودی تو غذام چاقو ضامن دار می انداختی !…اعتراف کن که تو خبر سیصد میلیون شهرام رو لو دادی!
دندانهای مصنوعی کروبی براثر هیجان به پرواز در می آیند!نوه کروبی دندانها را بین زمین وآسمان می گیرد!کروبی شلیک می کند!
محافظ کروبی که روزی هزار بار به خاطرشغلش به خودش فحش می دهد بازحمت خود را به در می رساند… موسوی در آستانه در ظاهر می شود….کروبی خود را جمع وجور می کند تازه یادش می آید که قرار این شوی تلویزیونی را چند روز پیش گذاشته بود!دوربین ها روشن می شود!
-سلام علیکم
-آنچنان انحصار طلبی بر کشور حاکم کرده اند که …(صدای کارگردان :کات!…آقای کروبی این بیانیه واسه یکسال پیشه! پشت برگه رو باید بخونی ! )
مولوی در حکایتی از مثنوی آورده است: "صاحب دلی، چهل روز به ریاضت نشست، تا نفْس خود را با انجام اعمال دشوار عبادی رام گرداند. شبی در خواب، سگ حاملهای را دید که بچه سگان در شکم او صدا به آواز بلند کرده بودند. صاحبدل که از دیدن چنین خوابی سخت شگفتزده شده بود، از خداوند خواست تا تعبیر این خواب عجیب را به او بفهماند. دعای او به هدف اجابت رسید و آواز هاتفی را شنید که به او گفت: آن رؤیایی را که دیدی، نمادی از لاف زدنهای جاهلان و ادعاهای انسانهای پر مدعاست".
حکایت شیخ داستان ما نیز چنین است که او خود را شیخ اصلاحات می پنداشت و شب ها در هنگام خسبیدن سگ حامله ای را می دید که بچه سگان در شکم او صدا به آواز بلند کرده بودند. اما مشاوران و ملازمان او تعبیر خواب او چنین نمودند که او حاکم شده و رعیت را اجیر خود خواهد کرد و بر آنها حکم خواهد راند. در عالم بیداری او 2 بار تصمیم به نامزد شدن برای حکمرانی گرفت که اول بار بر اثر فشار گاز طعام سرشب، خواب شیرین او را فراگرفت و موفقیت از کف بداد.
بار دویّم شیخ همه مال و منال دنیایی خود را که از خیّرانی چون شهرام خان های جزایری به کف آورده بود خرج کرد تا بل بتواند رویای شیرین خود را محقق سازد.
روزی نامه ای در آورد و ناندانی به نام "اعتماد ملی" را علم کرد، خالی بندی ها بنوشت و سیاه نمایی ها کرد، زمین و زمان را به هم ببافت و نامه ها بنگاشت تا روز رویارویی اش با حاکم فعلی دیار بر او حاصل شد.
شیخ را که نه سوادی بود و نه انصافی، بنا را بر لاف زدن ها و تهمت های بی پایه گذاشت تا بل رقیب را از میدان به در کند، او که از اداره امور خلق تنها به تجربه "نن جان" خود امید بسته بود، سیاست حکمرانی خود را به مشاوران و ملازمانش ارجاع می داد و تنها بر طبل توخالی کیاست خود می کوفت.
انتخابات برگزار شد و شیخ از آرای باطله دیار خردمندان، کمتر رای آورد و چون همیشه ساز مخالف کوک کرد، عمامه از سر برداشت و دامن بالا کشید تا شاید در این میان کلاهی صاحب شود. او نامه ای نوشت و چون بهره ای از سواد نداشت، دیار آخرت را "دیار فانی" خواند و آبروی هر چه شیخ هفتاد ساله بود را به هوا کرد، اما باز هم طرفی نبست و مغموم ماند.
شیخ پرمدعای اصلاحات همچنان شبها خواب سگ حامله و بچه سگان را می بیند و هر روز در بیداری خر خود می راند و زبان بسته را با تشرهای بی امان خود می نوازد. اما این خر را طاقتی است و عمر شیخ را نیز کفایتی !

چند وقت پیش شیخ از همه جا بی خبر و آواره و دربه در در منزل خوابیده بود که خواب دید؛ به یک کتاب فروشی رفته است و...
شیخ: به شما که عرض کنم؛ یه کتاب می خواستم.
کتاب فروش: چه کتابی؟
شیخ: به شما که عرض کنم؛ درباره اسب پوآرو.
کتاب فروش: اسب تراوا؟
شیخ: آره همون.
کتاب فروش: یه لحظه اجازه بدین، شاگردم براتون میاره.
شیخ: من چقدر وقت دارم؟
کتاب فروش: 6 هزار تومن.
شیخ: به شما که عرض کنم؛ من 6 هزار تومن وقت دارم؟!
کتاب فروش: به خیالم گفتین من چقدر باید پول بدم.
شیخ: کلا من چقدر وقت دارم؟
کتاب فروش: من چه می دونم شما چقدر وقت دارین.
شاگرد کتاب فروش: بفرمایین، اینم کتابی درباره اسب تراوا.
و شیخ بعد از خواندن این کتاب، تحت تاثیر قرار گرفت و به صرافت افتاد که در ویلای شخصی اش با چند تکه چوب و چند تا میخ یک اسب تراوا بسازد. در کار ساخت اسب تراوا، بهاءالله مهاجرانی و هخا و مخمل باف و اکبر گاف و شیخ رشیدالدین وطواط و مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی هم به شیخ کمک کردند. خلاصه این اسب آماده شد و شیخ روی زین اسب نشست و سایر افراد به وسیله دری که در بدنه این اسب درست کرده بودند، رفتند داخل این اسب و این اسب تراوا از میدان آریاشهر راه افتاد به سمت میدان آزادی و فتح تهران...
شیخ روی زین اسب: آهای جمهوری اسلامی! ما آمدیم؛ دیگر کارت تمام است. ما الان میدان آزادی را فتح خواهیم کرد. ای ننه جون! راحت بخواب که شیخ بیدار است؛ پیتیکو، پیتیکو، پیتیکو، پیتیکو...
و شیخ رسید به میدان آزادی.
نگهبان میدان آزادی: مخلص شیخ اصلاحات هم هستیم اما نقشه شما لو رفته و الان در محاصره ملت همیشه در صحنه هستین.
و شیخ که مردم را می بیند در می رود و از نو نقشه دیگری می کشد تا این بار لو نرود؛ شیخ این بار خودش هم داخل اسب تراوا می رود و اسب تراوا را مجهز می کند به سیستم کنترل از راه دور. چند ساعت بعد دوباره اسب تراوا به قصد فتح تهران از میدان آریا شهر حرکت می کند به طرف میدان آزادی و در جلوی میدان...
نگهبان میدان آزادی: عجیب است؛ چرا این زبان بسته سرنشین ندارد. آیا کسی داخل این اسب هست؟
و در اینجا زبان شیخ بد موقع باز می شود و از همان داخل اسب تراوا به نگهبان میدان آزادی می گوید...
شیخ: به شما که عرض کنم؛ من چند دقیقه برای براندازی نظام وقت دارم؟
نگهبان میدان آزادی: "من چند دقیقه وقت دارم" که تکیه کلام شیخ خودمونه! بازم که لو رفتی؟!
شیخ که باز هم خیطی بالا آورده بود، به زبانی که بد موقع باز شود لعنت فرستاد و نقشه دیگری کشید؛ قرار شد در یورش بعدی به جای شیخ، بهاء الله مهاجرانی حرف بزند و در واقع مهاجرانی شد سخنگوی شیخ در اسب تراوا. شیخ هم قرار شد لام تا کام حرف نزند تا ماجرای دو دفعه قبل تکرار نشود. اسب تراوا ساعاتی بعد دوباره به میدان آزادی رسید و...
نگهبان میدان آزادی: باز هم که سر و کله تو پیدا شد؛ تو اگر واقعا اسب هستی صدای اسب در بیاور ببینم؟
و مهاجرانی شروع می کند به عرعر کردن!
نگهبان میدان آزادی: ولی اسب که عرعر نمی کند؛ اسب شیهه می کشد.
شیخ: به شما که عرض کنم؛ این مهاجرانی در کودکی به جای شیر مادر، شیر خر خورده و زیاد عرعر می کند. به شما که عرض کنم؛ شما بگو من چقدر وقت دارم، خودم تا پس فردا برات شیهه می کشم.
نگهبان میدان آزادی: بازم که تویی شیخ! الان که دستگیرت کردم می فهمی چقدر وقت داری!
و به اینجا که می رسد شیخ بی سواد ناگهان از خواب می پرد و در عالم خواب و بیداری مدام می گوید؛ به شما که عرض کنم؛ من فقط می خواستم بپرسم چند دقیقه وقت دارم. من نظام را قبول دارم... منو کجا می برین؟
پسر شیخ: پاشو بابا داری هذیون می گی. لابد باز خواب دیدی به من تعرض شده؟!
و شیخ بلند می شود.
پسر شیخ: حالا خواب چی دیدی؟
و شیخ در اینجا هم دوباره علیه نظام دروغ می گوید و...
شیخ: به شما که عرض کنم؛ آنطور که به من در عالم خواب گفته بودند، چند تا لباس شخصی داخل اسب تراوا می خواستند به تو تعرض کنند!!!
و این در حالی است که پسر شیخ اصلا داخل اسب تراوا نبود.
پسر شیخ: حالا سندی هم داری که می خواستن به من آره؟
شیخ: به شما که عرض کنم؛ یا سند من لا سند له!ش
چند روز پیش مهندس برای یک کار واجب به موبایل شیخ زنگ زد ولی موبایل شیخ روی پیغامگیر بود؛

ـ به سیستم پیغامگیر شیخ اصلاحات خوش آمدید. برای شنیدن مواضع اقتصادی ننهجون عدد 1، گرفتن پول از شهرام عدد 2، آلت دست دشمن شدن عدد 3، نوشتن بیانیههای غلط غلوط عدد 4، مشاهده شیرینکاریهای شیخ عدد 5، عوضی گرفتن دیار باقی و دیار فانی عدد 6 و کتک خوردن از مردم قزوین عدد 7 را فشار دهید.
و اینگونه بود که مهندس نگران شیخ شد و شال و کلاه کرد تا به منزل شیخ برود. این دیدار که نزدیک یک ساعت طول کشید، جزئیاتش در زیر آمده است؛
شیخ: خیلی خیلی خوشحالیم که در خدمت شما هستیم. به شما که عرض کنم ما امشب به همه مسائل خواهیم پرداخت. ما اول برندههای بیانیه شماره قبل را اعلام کنیم؛ مهندس، از 1 تا 25هزار؟
مهندس: از بس رفتی 90، شدی عینهو عادل. راستی شنیدی؟
شیخ: بازداشت «هادی بادی» رو میگی، اون تکذیب شد.
مهندس: نهبابا، 2 نفر از متجاوزان خداجوی لواسان را در اوین اعدام کردن.
شیخ: به شما که عرض کنم، یه چیزایی شنیدم. حالا چرا قوهقضائیه اینارو اعدام کرده؟
مهندس: به جرم تجاوز به عنف.
شیخ: چاییتون سرد نشه.
مهندس: توش چیزم ریختی؟
شیخ: یهکوچولو انداختم.
مهندس: تو مثقالی چند میخری؟
شیخ: ما کیلویی میخریم.
مهندس: کیلویی؟! مصرفت مثل اینکه خیلی بالاست.
شیخ: مگه نبات رو نمیگی؟
مهندس: من میگم دستگاه قضایی باید به جای اعدام این 2 نفر با آنها وارد مذاکره میشد.
شیخ: این اعدام اصلا درست نیست. اینها در لواسان تجاوز کردند،بعد در اوین به دار کشیده شدند!!
مهندس: گنه کرد در بلخ آهنگری، به چیزش زدند گردن همون آدم رو در شوشتر!
شیخ: هر کسی هر جایی تجاوز کرده، به شما که عرض کنم باید همانجا اون یارو رو اعدام... یعنی ببخشید؛ همونجا باید با وی از در آشتی وارد شد. بالاخره هر چیزی دو دو تا چهار تا دارد.
مهندس: این متجاوزان خداجو به یک نفر تجاوز کردند، حکمشان اعدام شده است،اگر قوه قضائیه بخواهد به جرم تو رسیدگی کند، چند بار باید اعدام شوی؟!
شیخ: چرا خودت را نمیگی؟ به شما که عرض کنم من چند دقیقه وقت دارم؟
مهندس: اینجا خونه خودته، هرجور خواستی وقت را مدیریت کن.
شیخ: ما به رای یک ملت خیانت کردیم، هیچ کس هم با ما کاری ندارد.
مهندس: تو به حقر 40 میلیون تجاوزکردی، آرای خودت را از 40 میلیون کم کنیم، همین اندازه باید اعدام شوی.
شیخ: به شما که عرض کنم تو هم به حق همه ملت تجاوز کردی، آرای منافقان را از آن 13 میلیون کم کنیم، بعد آن را ضربدر همه ملت کنیم، تو باید همین اندازه بروی بالای چوبهدار.
مهندس: خودتو نمیگی که الکی تهمت تجاوز زدی؟!
شیخ: کی بود گفت تقلب؟
مهندس: من نبودم، دستم بود.
شیخ: پس من هم نبودم، آستینم بود.
مهندس: برو بچه.
شیخ: به شما که عرض کنم؛ آینه!
مهندس: ...
طبق فرموده آقای خباز که خواستار شناسایی افراد شعار دهنده در 14 خرداد شد و برخورد قضایی با اونها، ما هم در جهت تسهیل کار عزیزان قضایی، شروع کردیم به شناسوندن اونها. 
بر همین مبنا عکس برخی از شعار دهندگان برای شناسایی توسط افکار عمومی منتشر می شود:

موج سبز با صدور اطلاعیه ای از ایرانی ها و سایر مردم جهان خواست برای زنده کردن اموات خود از این تشکل کمک بگیرند.

متن اطلاعیه موج سبز بدین شرح است.
<< ملت نجیب ایران و نجیب تر جهان
بدینوسیله به اطلاع می رساند بخش «حی اموات» موج سبز بعد از موفقیت آمیز بودن طرح آزمایشی آن که منجر به زنده شدن چندین نفر شده است به طور رسمی فعالیت خود را آغاز کرد از آحاد مردم در خواست داریم چنانکه به خاطر از دست دادن عزیزی غمگین و ناراحت هستند ونمی خواهند عزیزشان را برای همیشه از دست بدهند با اعتماد کامل به ما در عرض چند روز مرده خود را حی و حاضر و زنده و شاداب درب منزل خود دریافت کنند!
در بخشی از این اطلاعیه آمده است: ما به خاطر حس انساندوستی برای زنده کردن اموات شما هیچ مبلغی را دریافت نمی کنیم و در این مسیر هزینه هایی را نیز متقبل می شویم.
اطلاعیه موج سبز می افزاید: کسانی که به دلایلی نمی توانند مستقیما به این تشکل مراجعه و برای زنده کردن اموات خود اقدام کنند با افتخار تمام عرض می کنیم که کافی است با عضویت در بخش<< حی اموات>> موج سبز به صورت آنلاین وبا استفاده از رهنمودهای از راه دور ما اموات خود را زنده نماینند.
موج سبز شرایط زنده کردن به صورت آنلاین را اینگونه توضیح می دهد:
وقتی عزیزی را از دست دادید:
1- یک پشوند شهید به آن اضافه کنید
2 - محل دفن اورا قطعه 302 بهشت زهرا اعلام نمایید
3- با پر کردن فرم مخصوص کروبی ادعا کنید به مرده تان ت ...وز! شده است.
4- محل کشته شدنش را یکی از خیابانهای تهران اعلام نمایید(این قسمت برای غیر ایرانی ها هم ضروری است)
5 – اسم مرده خود را در لیستی به تعداد 72 نفر قرار داده و مستقیما به ما یا به بی بی سی ارسال کنید.
6- زمان مردن عزیزتان مهم نیست ولی شما در اطلاعیه خود آن را به اتفاقات بعد از انتخابات ربط دهید.
8- زمان مراسم ختم را به ما اطلاع دهید تا شخصا رهبر موج سبز میرحسین راستگو در آن حضور یافته و مراتب تعزیت خود را اعلام دارد ( لازم به توضیح است این بخش از مراسم توسط رسانه های وابسته به برادر اسرائیل به صورت زنده پخش خواهد شد.)
وقتی این مراحل را طی کردید اول اینکه غذای غرب آماده است و شما هم مشاهده خواهید نمود که عزیزتان سرحال تر از گذشته به منزلتان بازگشته است.
گفتنی است شنیده ها حکایت از آن دارد که موج سبز برای تبلیغات گسترده تر در این زمینه در نظر دارد تیزر تبلیغاتی با حضور احمد کارگر، سعیده پورآقایی، ترانه موسوی و تنی چند از بقیه زنده شدگان جدید تهیه و به صورت گسترده در شبکه های فاکس نیوز، بی بی سی ، العربیه و رسانه هایی از این دست پخش نماید.

آخر هنرمندی، استاد اصلی و ناشناس اسپیلبرگ، سابق بر این خیالباف نام داشت و در برهه ای نیز مهمل باف. هنرمندی در آرزوی محال اسکار یا جوایزی همچون توت فرنگی طلایی، شاه توت طلایی، خربزه طلایی، خیارچنبر طلایی و.. از هر جشنواره ای که در کشوری غیر از ایران حتی افغانستان برگزار شود، سادیسم جنسی، کاری به سیاست ندارد و الکی خودشو به کوچه چپ می زند، تا به حال از سوی رژیم به او اجازه اظهار نظر نداده اند. ید طولانی در کینه توزی نسبت به رفقا و رقبایش و تهدید به آتش زدن کیارستمی با بنزین، سابقه درخشان در استفاده از باتوم، پنجه بوکس، چاقو ... ولی هیچ نسبتی با گروه فشار و لباس شخصی ندارد. زدن به هر دری برای معروف شدن، خسته از همسرداری، چشم پاک و..
این اطلاعیه رو امروز در پروفایل یک جلبک در کلوب دیدم. اما به نظرم این اطلاعیه یکم مبهم و گمراه کننده است و من طبق وظیفه خطیر اطلاع رسانی بر آن شدم تا در پایین این اطلاعیه، به صورت پاورقی، مواردی رو توضیح بدم و بدین صورت رفع ابهام بکنم تا مخاطبان عزیز، سر در گم نشوند.
اصل بیانیه و بدون هیچ دخل و تصرفی در آن:
این راهپیمایی در تاریخ ۲۲/۳/٨٩ از ساعت ١۶ الی ۲۰ در مسیر میدان امام حسین تا آزادی برگزار خواهد شد/راهپیمایی در تمام مسیر با سکوت همراه خواهد بود/ این راهپیمایی سخنران یا قطعنامه نخواهد داشت/انتظامات راهپیمایی برعهده احزاب برگزار کننده خواهد بود/این راهپیمایی کاملا مسالمت آمیز، بدون حمل سلاح و با رعایت موازین امنیت ملی خواهد بود/ممانعت از هرگونه اخلال در برنامه از سوی افراد فرصت طلب و قانون شکن بر عهده دستگاههای انتظامی و امنیتی است/راهپیمایان از رنگ سبز به عنوان نماد استفاده خواهند کرد/راهپیمایان از پلاکاردهایی با مضمون درخواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی و انتخابات آزاد استفاده خواهند کرد.
پاورقی:
سر نخست وزیر امام (ره) سلامت!
جهان نیوز: موسوی بی مهری را ادامه می دهد
# ولی اسرائیل اینجوری فکر نمی کند!
جهان نیوز: سبزها برای کشته ها می رقصند!
# البته اگر کشته ها یکی یکی زنده نشوند!
شبکه خبر دانشجو: انجمن دانشگاه تهران تدارک آشوب می بیند
#به این می گن مسئولیت پذیری!
شبکه خبر دانشجو: خط امامی های سابق حالا از ولایت پذیری فاصله می گیرند
# وا ! چه حرفا! حالا کی گفته اونا سابقا ولایت پذیر بودند؟!
تابناک: با تاسی به اماممان نگذاریم وحدتمان رنگ تفرقه بگیرد
# محض رضای خدا این دفعه از حرف خودتان انصراف ندهید!
تابناک: جدال لفظی رئیس جمهور با رئیس مجلس!
# تابناک خان دیدید سر حرفتان نمی مونید؟!
عصر ایران: انتقاد اعضای شورای شهر تهران از رویانیان
# بذار رویانیان بفهمه انتقاد از آق محسن چه عاقبتی داره!
عصر ایران: یک دولت و چند سخنگو؟!
# راستی آقای عصر ایران یک سایت و چقدر بی انصافی؟!
فردا نیوز: تونل توحید در زمره تونل های برتر
# البته در ریزش و دادن تلفات آن هم به همراه تکذیب!
فردا نیوز: برخورد دو دستگاه بی آرتی در زیر پل یادگار امام (ره)
#سر قالیباف سلامت همه اش تقصیر احمدی نژاده!
رجا نیوز: ایستگاه مترو راه آهن فرو نشست
# فردا منتظر انتقاد شورای شهر از خودتان باشید!
رجا نیوز: عذرخواهی سبزی ها از آمریکا برای تسخیر لانه جاسوسی!
# سر نخست وزیر امام (ره) سلامت!!
بیانیه فوق العاده مهم میرحسین موسوی صادر شد
برای شفای عاجل شارون دعا کنید
میرحسین موسوی منجی مستضعفان بعد از اینکه از آدمکشهای نازنین حادثه شیراز حمایت جانانه کرد در اقدامی خدا پسندانه ! از طرفداران خود خواست برای شفای عاجل و هرچه سریعتر جناب شارون دعا بفرمایند! متن بیانیه موسوی بدین شرح است
((انا لله و یادم رفته دوباره به سوی او باز خواهم گشت!
به نام خدای آمون که دست یوزارسیف گرفتار شد!
طرفداران خداجوی و حق طلب این بزرگوار!
مطلع شدم دوست بسیار بزرگوار و گرامی و یکی از حامیان اصلی حقوق بشر جناب آقای شارون عزیز مدتی است روی تخت بیماری افتاده و دیگر توان دستگیری از مظلومان جامعه در مقابل ظالمان تا بن دندان مسلح فلسطینی و حامیانش را از دست داده است.
شاید شنیده باشید که در حقوق اسلامی برای شهادت دادن در دادگاه شرایط خاصی حاکم است که غالب احکام در این زمینه بر این روال است که اگر قرار باشد دوشاهد را قبول کنند آن شهود بایستی مرد باشند در غیر اینصورت به جای یک مرد باید دوتا زن شهادت دهند.

یعنی اگر دادگاه از کسی خواست برای اثبات ادعای خود دو شاهد مرد به دادگاه ارائه کند او باید یا عین این عمل را انجام دهد و یا اینکه یک مرد و دو زن به عنوان شاهد ادعای خود به دادگاه معرفی نماید.
قصه شیخ مهدی کروبی ما که همه از آن مطلع هستند ادعاهایی می کند که بدون شاهد هم می توان رد کرد. چطور؟! مثال می آورم.
مثلا اگر کسی در وسط روز بیاید و بگوید الان شب است دیگر نیازی به آوردن شاهد نیست چون خود به خود قضیه رد است
و یا کسی ادعا کند که خورشید شبها پشت دیوار ما قایم می شود اینجا هم قضیه آنقدر واضح است که دیگر نیازی به شهود ندارد.
اصولا از آدمهایی که این نوع ادعاهایی را دارند به جای فرستادن به دنبال شاهد برای اثبات ادعای خود آدرس تیمارستان و یا بیمارستان روانی را در جیبشان گذاشته و البته با احترام راهنماییشان می کنند قبل از اینکه کار دست خودشان دهند خود را برای درمان به یکی ازمراکز فوق معرفی نمایند!.
حالا با ماجرایی که ذکر آن رفت به اعتقاد شما و با شناختی که از کروبی شیخ اصلاحات دارید اگر قرار باشد برای اثبات ادعای خود به دادگاه شاهد معرفی کنید و شهود شما شرایط کروبی را داشته باشند فکر می کنید چند کروبی برای اثبات ادعای شما کافی است؟!
دو تا؟ سه تا؟ چهار تا؟ آها خیلی!
باید عرض کنم که باز اشتباه کردید گزینه خیلی هم نمی تواند کار ساز باشد چون با شناختی که از کروبی در جامعه هست معرفی نمودن وی به عنوان شاهد نه تنها هیچ کمکی به اثبات ادعای شما نمی کند بلکه برعکس ثابت می کند که یک آدم دروغگو ? بی عقل و مشکل داری هستید! پس مراقب باشید!
گزینه صحیح را انتخاب کنید!
با توجه به اتفاقات چند روز پیش با دقت سئوالات را بخوانید و گزینه صحیح را انتخاب کنید.
۱ ـ صانعی خواستار احترام به رای ملت شد!
بعد از خواندن این مطلب اگر حوصله ای برایتان ماند کدام گزینه را تایید می کنید؟!
الف : ملت یعنی من و دوستان
ب: ملت یعنی کسانی که ۱۳ را بزرگتر از ۲۴ می دانند
ج : ملت یعنی کسانی که عکس امام را آتش زدند
د: خود صانعی هم نفهمیده چی افاضه کرده
۲ ـ کاخ سفید فوت آقای منتظری را تسلیت گفت!
با شنیدن این خبر چه چیزی در ذهنتان رژه می رود؟
الف : کاخ سفید طرفدار مرجعیت شیعه است!
ب: کاخ سفید انقلاب اسلامی را دوست دارد!
ج: بیانیه ای در تایید بیانیه های موسوی و کروبی است!
د : این بیانیه دست بعضی ها را در حمایت از امام رو کرد!
۳ ـ کوچک زاده: هاشمی نباید دیدگاه خود را تحمیل کند
چه نظری در مورد این مطلب دارید؟
الف : کوچک زاده حسود مزاحم است!.
ب: کوچک زاده نمی تواند دکترا گرفتن مهدی هاشمی را تحمل کند!
ج :کوچک زاده هنوز معنی آتش فشان و دودهای برخاسته از آن را نمی داند.
د: هیچ کدام از گزینه ها درست نیستند
۴ـ عصر ایران: کسانی که شعارهای تندی بر علیه سبزی ها می دادند لباس شخصی پوشیده بودند!
بعد از خواندن خبرچندش آور عصر ایران چه تصوری دارید؟
الف: بقیه با لباس نظامی آمده بودند!
ب: بقیه لباس دیگران را پوشیده بودند!
ج: بقیه با لباس دولتی آمده بودند
د : از خواندن این خبر حالم به هم خورد
۵ ـ موسوی و کروبی دوشنبه را عزای عمومی اعلام کردند!.
کدام گزینه زیر را تایید می کنید؟
الف : این یعنی احمدی نژاد قانون شکنی می کند!
ب : موسوی برای نجات قانون اساسی وارد انتخابات شده بود!
ج : این یعنی نجات کشور از پرتگاه!
د : می خواستند بگویند ما هم هستیم.
۶ ـ تابناک : بیاییم با تحلیل درست ، از حوادث اخیر فرصت بسازیم.
با توجه به تلاش تابناک در فرصت سوزی ها با خواندن این خبر چه چیزی در ذهنتان تداعی می شود؟
الف: بیایید جمع بشیم برید جبهه!
ب : ماجرایی " لالایی و خواب " دروغ است!
ج : فرصت یعنی توهین بیشتر به رئیس جمهور کشور
د: ماجرای عالم بی عمل را تداعی می کند
۷ ـ خبرگزاری ها :اهانت خواننده حامی موسوی به مقدسات
این اتفاق چه چیزی را ثابت می کند؟!
الف : موسوی سید است!
ب : موسوی به خاطر حفظ ارزشها سکوت بیست ساله اش را شکسته بود!
ج : زن موسوی علاوه بر سومین متفکر !! یک قران پژوه است!
د: از حامی موسوی بیش از این انتظار نیست.
حال اگر گزینه های صحیح را انتخاب کردید پیش خودتان نگه دارید یه روزی به دردتان می خورد!
شیخ مهدی کروبی آزاد باید گردد
حضرت آیت الله آملی لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه
با سلام و تحیت؛
بدینوسیله از حضرتعالی عاجزانه درخواست می کنیم جناب آقای شیخ مهدی کروبی شیخ اصلاحات و رفیق شفیق شهرام میلیاردر را از اسارت آمریکا ، بردگی انگلیس ، نوکری صهیونیست ، خدمتگزاری مسعود رجوی ، پادویی منافقین ، ماشین امضایی اراذل اوباش ، خوابهای پریشان و بیچارگی مفرط آزاد کرده و با یک دستور دوخطی بازداشت وی را صادر فرمایید.
پیشاپیش از عنایتی که در حق این عروسک فلک زده و سیاسی درمانده می کنید نهایت تقدیر و تشکر را داریم و مطمئن باشید دعای خیر چندین ننجون پشت سرتان خواهد بود.
"انجمن حمایت از سیاسیون عقب مانده ذهنی"
جهان نیوز : نتانیاهو می ترسد به آمریکا برود
خوب از بچه های نهضت آزادی یکی را بفرستد!
جهان نیوز : آلوده ترین نقاط تهران کجا هستند؟
نقاطی که پاک نیستند!
رجا نیوز: راز همراهی حبیب الله پیمان با میر حسین موسوی
خط امامی بودن هر دو!
رجا نیوز: ریشه یابی پروژه استحاله فرهنگی
با اجازه دادستان محترم حتما ریشه اصلی یه جایی هست دیگه!
افروغ: جامعه را از سیاست زدگی خارج کنیم
شما سیاست زدگی را وارد نکنید خارج کردنش پیشکش
قلعه نویی: امیدوارم افشاریان از داوری خدا حافظی کند
وقتی حجت بر افشاریان تمام می شود!
عصر ایران : پنج مطالبه ایران از کشورهای عربی
۱ ـ به خود آیید ۲ ـ خود را بیابید ۳ـ غیر از شکم به چیزهای دیگر هم فکر کنید ۴ ـ آدم شید ۵ ـ دیگه خود دانید!
جاسبی : صیغه را خوانده ایم ، کار تمام شده است!
جاسبی جان می دونید مولود صیغه ی بدون اذن پدرچه عنوانی دارد؟!
رجا نیوز : برخی از فرزندان مسئولان در انگلیس مشغول به فعالیت اقتصادی هستند.
حالا یکی رفت دکترا بگیره زود براش پاپوش درست کنید!
شمقدری اکران «سنتوری » را بلا مانع دانست!
پس منتظر اکران مارمولک هم می مونیم!
شجریان : حاضرم به خاطر مردم زندان هم بروم!
ببخشین استاد می دونید «مردم» را با م دسته دار می نویسند یا دو نقطه؟!
جوان آنلاین :هفت فرمان اصلاح طلبان برای انتخابات
۱ ـ تمرین شعار رای من کو؟
۲ ـ تمرین آشوب برای بعد از اعلام نتایج
۳ ـ مطالعه راههای جدید قانون شکنی
۴ ـ تهیه پیش نویس بیانیه های دنباله دار
۵ ـ تاکید بر شعار ادب مرد ...
۶ ـ رزمایش مبارزه با سطل آشغالهای خیابانها
۷ ـ هماهنگی کامل برای شکستن رکورد آراء باطله!
رسایی: مهدی هاشمی قصد بازگشت ندارد
آخه بزرگوار اون بنده خدا چطوری در دوماه دکترا بگیرد و برگردد؟!
احمدی نژاد: هیچ کشوری جرات حمله به ایران را ندارد
از فردا بیانیه های محکوم کننده موسوی و کروبی صادر می شود!
تابناک : اعدام تروریست ها و مواضع تاسف بر انگیز آقایان
اینجاست که می گن آش به حدی شور شده که صدای آشپز را هم در آورده!
عصر ایران : نامه هاشمی به فرزندش نمی دانم الان کجا هستی؟
خوب نزدیکی های کاخ جناب مستدام الیزه! می خواستی اوین باشه؟!
همانطور که مخملی ها پیش بینی کرده بودند احمدی نژاد در بین مردم هیچ محبوبیتی نداشته و قطعا در انتخابات تقلب بزرگی رخ داده است. عدم استقبال مردم یاسوج از احمدی نژاد این واقعیت را اثبات می کند!

برای اثبات این ادعا برید ادامه مطلب
متاسفانه در بحبوحه این درگیریهای داخلی، خارجیها دارند همینطور مفاخر ملی ما را مصادره به مطلوب میکنند. لذا بر آن شدم تا در این برهه حساس کنونی باز هم دست به افشاگری زده و با ارائه اسناد و مدارکی متقن گروهی از مفاخر ایرانی را که متأسفانه از ما به سرقت رفتهاند، معرفی کرده و به آغوش وطن باز گردانم.
آلبرت انیشتین
این دانشمند بزرگ و فیزیکدان برجسته و دارای نظریات گوناگون، اصالتاً اهل تفرش است و همشهری مرحوم دکتر حسابی. اسناد و مدارک محکم این ادعا نیز نزد جناب آقای مهندس ایرج حسابی موجود است. ایشان حتی عکسهایی دارند که مرحوم پدر را کنار آلبرت در دوران کودکی در حال بازی الکدولک در کوچه باغهای تفرش نشان میدهد.
آرنولد شوارتزنگر
این قهرمان بزرگ پرورشاندام اصالتاً آبادانی و بچه لینیک است. در این باره تحقیق میدانی گستردهای انجام شده و همه بچههای آبادان ادعای آبادانی بودن آرنولد را تأیید کردهاند.
مارتین لوترکینگ
این کشیش روشنگر طبق اسناد موجود در دبیرخانه مدرسه علوی اصالتاً اهل تهران و بچه محله سیدنصرالدین است و نام اصلی وی نیز «مارتین حاجفرجدباغ» بوده که بعدها به «سروش» و سپس به «لوترکینگ» تغییر پیدا کرده است.
جورج سوروس
این بازرگان و سرمایهدار بزرگ که با 11 میلیارد دلار سرمایه بیست و نهمین سرمایهدار جهان به حساب میآید و پولهای فراوانی را صرف انقلابهای رنگین در جهان کرده، اصالتاً اهل روستایی بین بهرمان رفسنجان و اردکان یزد است. در این مورد مدرکی نداریم اما از بس رو داریم اعلام میکنیم.
لویی پاستور
مشهورترین پزشک و کاشف جهان در علم پزشکی اصالتاً ایرانی و تهرانی است. چه دلیلی محکمتر از اینکه ایشان میدانی هم در تهران دارند که هنوز به نام خودشان خوانده میشود. اهالی محل میگویند ایام کودکی و نوجوانی لویی را خوب به خاطر دارند. او بچه کوچه بغل پمپبنزین است.
آنه ماری شیمل و هانری کربن
ایشان هر دو اهل روستای مشاء در مازندران هستند که اساساً خاک اسلامشناسپروری دارد. برای توضیح بیشتر رجوع شود به سرگذشت اسلامشناس بزرگ، اسفندیار رحیممشایی.
ارسن ولز
بزرگترین فیلمساز قرن و خالق «همشهری کین». کلیه اعضای «هیأت اسلامی هنرمندان» معتقدند که وی اهل روستای بازه شمقدر خراسان و همشهری جواد شمقدری است.
یوهان ولفگانگ گوته و یوهان سباستیان باخ
تحقیقات میدانی یک محقق به نام جنیفر لوپز نشان میدهد که «گوته» و «باخ»این دو بزرگمرد عرصه موسیقی اهل روستایی در نزدیکی تاکستان (بین قزوین و زنجان) هستند.
ساموئل هانتینگتون
همه چیز نشانگر این است که این متفکر بزرگ و صاحب نظریه «برخورد تمدنها» گرمساری است. برای تحقیقات بیشتر تشریف ببرید کهریزک.
مهدی کروبی
مهدی کروبی اهل الیگودرز لرستان است. البته هنوز خارجیها ایشان را ندزدیدهاند ولی چون دیدم بعید نیست ایشان به سرقت برود، زودتر اعلام کردم.
خبرگزاری محترم ایرنا در گزارشی درباره نحوه برخورد تظاهرکنندگان با موسوی و کروبی نوشت: «مردم به خودروی میرحسین در راهپیمایی آسیب زدند». و نوشت: «محافظ کروبی گاز اشکآور پرت کرد».
اگر اوضاع همینطور پیش برود احتمالاً گزارش ایرنا در چهار سال آینده از راهپیماییهای روز قدس چنین خواهد بود.

سال اول
میرحسین موسوی که با خودروی شخصیاش در میان تظاهرکنندگان حضور پیدا کرده بود تا با خودرو به آنها بزند، وقتی دید موفق نمیشود با پراید از روی مردم رد بشود، دستی خودروش را کشید. کتش را
در آورد و با قفل فرمان به جان تظاهرکنندگان افتاد. مهدی کروبی هم نعلینش را در آورده بود و با آن توی دهن یک یک تظاهرکنندگان میزد.
سال دوم
میرحسین موسوی که طی سال گذشته به فراگیری فنون رزمی فولکنتاکت جوجیتسو پرداخته در روز قدس با قمه به میان تظاهرکنندگان آمد و همه را خط خطی کرد. کروبی هم پولهایی را که از شهرام جزایری گرفته بود به راکی و بروسلی و ترمیناتور و فرانکی و جومونگ داده بود و آنها را برای دعوا با خودش به تظاهرات آورده بود. اگر بچههای پایین نبودند، اوضاع خیلی خرابتر از این که هست میشد.
سال سوم
میرحسین موسوی و مهدی کروبی که در سال گذشته با استفاده از انواع سلاحهای سرد و گرم و ولرم به صورت شبانهروزی به جان مردم افتادهاند و نصف بیشتر مردم حتی طرفداران خودشان را کشتهاند، امسال نیز همزمان با روز قدس به میان تظاهرکنندگان آمدند و طی یک اقدام ضد بشری، الباقی مردم ایران را هم کشتند، بعد با کمال خونسردی در حالی که از نظر عمودی تا کمر در خون مردم بودند، به خانههایشان برگشتند.
سال چهارم
دیروز همزمان با راهپیمایی روز قدس باز هم میرحسین موسوی و مهدی کروبی به خیابانهای شهر آمدند. این دو در حالی که تا دندان مسلح بودند در میدان انقلاب یکدیگر را ملاقات کردند. شهر خالی از سکنه را سکوتی محض فراگرفته بود. باد خس و خاشاک را با زوزهای عجیب جا به جا میکرد. یک بوته خشک خار در طول خیابان روی زمین قل میخورد. آن دو اسبهایشان را جلوی کافه بسته بودند و حالا در چشمان هم نگاه میکردند. باد تابلوی کافه را تکان میداد و صدای جیر جیر یکنواختی به گوش میرسید. این صدا در موسیقی «خوب، بد، زشت» ساخته انیور موریکونه گم میشد. هیچ کدام از دو مرد مسلح تکان نمیخوردند. سگ لاغر لنگی زوزه کشان از کنار آن دو گذشت و دور شد. آنها هنوز به هم چشم دوخته بودند.
کروبی: هی! میرحسین واسه چی اومدی توی خیابون؟
موسوی: ببین میتی! صد دفه گفتم تو باید از سر راه من بری کنار!
کروبی: هه! بشین بینیم بابا! تکون بخوری سوراخ سوراخت میکنم.
موسوی: اگه راست میگی اسلحه را کنار بذار. مث مرد بجنگ.
کروبی: باشه.
هر دو مرد سلاحهایشان را کنار میگذارند. هر کدام به اندازه یک وانت نیسان سلاح بغل دستشان تلنبار میکنند.
بعد به جان هم میافتند. گرد و خاک بلند میشود. دیگر نمیشود چیزی دید.

به گزارش جوان آنلاین میرحسین موسوی در پاسخ به یکی از مادرانِ متهمین فتنه ۸۸ که خواستار تاسیس یک شبکه تلویزیونی یا یک رسانه متعلق به جنبش شد، اظهار داشت: “همه در این مورد باید تلاش و کمک کنند و ما در فکر این مهم هستیم.”
مطلب فوق را که خواندید جناب موسوی ایراد فرموده اند، که شنیده های ما حکایت از آن دارد تعدادی فیلم و سریال نیز برای پخش از این شبکه توسط سبزی ها تهیه شده و در مراحل تدوین قرار دارد و به محض تاسیس شبکه به روی آنتن خواهد رفت.
اسامی برخی از فیلمها بدین شرح است:
۱ ـ ننجون دختری در مزرعه
۲ ـ از جوادیه تا زعفرانیه
۳ـ خواب و هذیان
۴ ـ من کروبی ۱۵ رای دارم
۵ ـ هیاهوی بی عقلها
۶ ـ میلیونر بنز نشین
۷ـ آقای راستگو
۸ ـ دنیای بدون قانون
۹ ـ دارو دسته پدرخوانده
۱۰ـ مردی به نام چیز
۱۱ـ مسافران جهنم
۱۲ـ بیگانه ای در خانه
۱۳ـ افسانه دو دیوانه
۱۴ ـ همیشه پای ثروت درمیان است
۱۵ ـ نفس های آخر
۱۶ ـ همه مردان یک شکست خورده
۱۷ ـ همش مال من هیچی مال تو
۱۸ ـ کروبی و مش غلامحسین
۱۹ ـ روباه و عسل
۲۰ ـ تحفه ای از انگلیس
۲۱ ـ پاداش اغتشاش
۲۲ ـ آژانس مخملی
۲۳ـ دختری با ساندویچ تنوری
۲۴ ـ فرار از قانون
۲۵ ـ مرگ تدریجی یک توهم
۲۶ـ به رنگ لجن
و…
حجاب زن برای او مضر است 
محمد خاتمی(معروف به ممد چاخان): اگر این حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود، قطعا مضر است... مشکل این است که زنان چگونه لباس بوشند، مشکل این است که زنان بتوانند در عرصه های مختلف حضور داشته باشند.
(همبستگی، ۱۶/۷/۷۹)
جلوگیری از روابط دختر و سر جلوگیری از پیشرفت است
آروشا مشتاقی زاده: دختر و پسر به دوستانی از جنس مخالف، احتیاج دارند و جدا کردن آنان از یکدیگر اثرات نامطلوبی بر فرد و جامعه دارد و امکان پیشرفت را کم می کند.
( ایران جوان، ۱۲/۳/۷۸)
شعار مرگ بر آمریکا وحشیانه است 
عطاء الله مهاجرانی: سر دادن شعار مرگ و آتش کشیدن پرچم آمریکا، اعمالی زشت و وحشیانه است!!!
(جبهه، 30/5/78)
حذف صحنه های جنسی از فیلم ها هیچ مستند شرعی ندارد 
محمد جعفر هرندی: حذف صحنه های جنسی و مشروب خواری از فیلم ها ، هیچ مستند شرعی ندارد؛ کجای فقه آمده است که گفتن و شنیدن اینکه پسری به دختری بگوید: دوستت دارم، حرام است؟؟؟؟
(هفته نامه آبان، 9/11/78)
هیئت های مذهبی منشا خشونتند 
محمد قوچانی: هیئت های مذهبی منشا خشونتند و بسیجی ها اعضای تشکیل دهنده این هسته ها می باشند.
عصر آزادگان، 20/1/79)
هنرمند به فضای ابتذال نیاز دارد 
بهروز افخمی: هنرمند اصیل هم به نحوی به فضای زنده و البته آمیخته به ابتذال نیاز دارد و در یک فضای پاکیزه شده و تحت سانسور از دل و دماغ می افتد.
(کیهان، 2/8/79)
خمینی متعلق به موزه تاریخ است 
اکبرگنجی: ما تلاش می کنیم خمینی را به گونه ای تفسر کنیم که مخالف با دموکراسی نباشد!!!؟ خمینی دیگر وجود ندارد آنچه وجود دارد فقط برداشت های ما از سخنان اوست. اما او به هر حال یک روزی در موزه خواهد رفت و هیچ کس نمی تواند جلوگیری کند این یک تامل تاریخی است.
(کیهان، 24/1/79)
فرهنگ شهادت خشونت آفرین است
عبدالکریم سروش: فرهنگ شهادت خشونت آفرین است، اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان می شود.
(نشاط، 12/3/78)
خدا را هم میتوان فتنه گر نامید
محمدکاظم محمدی اصفهانی: مردم حق دارند همه مسئولان را به سوال کشیده و از آنها انتقاد کنند حتی اگر آن مسئول، پیامبر و امام معصوم باشند، بلکه به خود خدا هم می توان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید.
(ایران، 24/4/79)
علیه خدا هم میتوان اعتراض کرد 
ابراهیم اصغر زاده: اگر مجوز راهپیمائی به هر گروه بر اساس قانون داده شود اشکال ندارد، حتی علیه خدا.
(آفتاب امروز، 2/6/78)
اراده مردم همان اراده خداست
فرامرز شکوری: اراده مردم همان اراده خداست و انتخاب مردم هم همان انتخاب خداست، لذا دموکراسی غربی با دین سازگار نیست.
(آبان، 2/6/77)
امروز خدا در جامعه هیچ کاره است 
محسن کدیور: یک زمانی مردم می گفتند چون عیسی(ع) این سخن را گفته پس درست است، اما امروز عیسی که سهل است خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد نخواهند پذیرفت. امروزه خدا در جامعه هیچ کاره است، همه کاره مردمند.
(دانشگاه تهران، سال 79، پژوهش های قرآنی)
ما پیشرفت نمی کنیم چون هنوز خدا نمرده است 
علیرضا علوی تبار: جامعه ایران فاز سنتی خود را پشت سر گذاشته و می خواهد مدرن و صنعتی شود، اما در این جامعه هنوز خدا نمرده است. بنابراین ما چگونه می توانیم به این وضعیت چیره شویم.
(یالثارات، 4/3/79)
بعد از پیامبر ولایت خاتمه یافته است
عبدالکریم سروش: ولایت، منحصر در شخص نبی اکرم است و با رفتن او ولایت نیز خاتمه می یابد؛ او خاتم نبوت و خاتم ولایت بود، ولایت پیامبر بعد از او به کسی منتقل نشده است.
(ماهنامه کیان، بهمن 77)
در مقابل اهانت به پیامبر سکوت کرد
فرهاد بهبهانی: حکم « سبب النبی و الائمه» قتل نیست بلکه باید آن را تحمل کرده، مقابله به مثل نکرد.
(آبان، 10/7/78)
موسوی:مشهور به چیز حسین:
مشکل مملکت ما سیرهستش بنده رفته بودم همدان محصول اونجا سیره سیر
کشاورز اومده به من میگه سیر چینی اومده و ما نمیتونیم سیر ایرانی بفروشیم
بنده فرمان هشت ماده ای امام(ره)رو اجرا خواهم کرد
خرداد۱۳۸۸مناظره با دکتر محمود احمدی نژاد
کروبی هم معروف به شیوخ .........:این و خودتون حدس میتونید بزنید
ولی حرف دل همه ی برو بچه های عاشق ولایت فقیه
لعن علی عدوک یا حسین
هاشمی و کروبی و خاتمی و میر حسین
در جایی (منظور وبلاگ یکی از جلبک هاست) نوشته بودن:
"این قدر دستت را توی دماغت نکن؛
آخه قرار است با این انگشت در روز انتخابات ، حماسه بیافرینی."

و ما خدمت این وبلاگ نویس دغدغه مند دلسوز و نگران از وضعیت بهداشت انگشتان شهروندان ، عرض میکنیم شما نگران نباش؛
برای اینکه انگشتها متفاوت است.
با یک انگشت ، بر روی تعرفه ها انگشت میزنند.
و با دو – سه انگشت دیگر هم نام کاندید مورد نظرش را روی تعرفه می نویسند.
اما انگشتی که به بینی خدمت رسانی میکند ، غیر از این انگشتهای مذکور است.
چون هیچ دیوانه ای انگشت سبابه اش را داخل بینی اش فرو نمی کند.
البته شاید وبلاگ نویس مزبور جزو افراد فوق باشد. یعنی اینکه یا باید دیوانه باشد یا.....
برای قضاوت دقیق باید برویم سایز سوراخهای بینی اش را ببینیم.
که آیا از فرط غصه بی شوهری ، و آه کشیدن زیاد، سولاخ دماغش گل و گشاد شده یا که نه، ژنتیکی گشاده(مثل سیاه پوست ها)، که در اینصورت ایشون حق دارن و نه تنها انگشت سبابه، بلکه شصت پاشم بکنه توش، هنوز راه هوا داره!!!
البته این جریان گل و گشادی فقط مربوط به این خانوم نمی شه، بلکه به طور خاصی در بین قشر بیشمار جلبک ها به وفور دیده میشه.
می گید نه!!!
مدرک دارم. من که بی دلیل حرفی نمی زنم. ولی توصیه می کنم فقط آقایون باحال و لارج این عکس رو ببینن و خانوم ها خواهشاً نبینن این مدرک رو.
هر کی هم دید عواقبش پای خودشه 
http://www1.upic.ir/images/rbnq56wn4spt9umg3mj.jpg
وقتی جنبشی انفدر ظرفیتش بالاست که همه جور جونوری توی مانیفست و چارچوب اصلیش می تونن فعالیت کنن(از جمله همجنس باز، فاحشه، رقاصه و نوری زاده، منافق، معاند، خط رهبری!!!!، بیت رهبری، تروریست و محارب و جاسوس سیا و موساد و مزدور و وطن فروش و سکولار و لیبرال و کلنگ و الدنگ و هویج و غازمه و گلابی و هیف نون و غیره الذالک و الی بیشمار............)
حالا به نظر شما این جنبش گشاد نیست؟!!!!!
این مطلب رو برای اون دوستانی نوشتم که هی می آن به ما می گن با جلبکها بهتر از این باش و انقدر بهشون بی احترامی نکن!!!!
من برای اینکه به این آقایون بفهمونم که تقصیر خودم نیست!!! اونها رو رجوع می دم به فرهنگ لغتی که در مغر بنده الان فعال هست:
الان توی این فرهنگ لغت من می نویسم: "جلبک"....بعد از چند ثانیه انتظار، این متن جلوی چشم من ظاهر می شه:
**
چیزی به نام جلبک خوب و منطقی نداریم. یک جلبک خوب، یک جلبک مرده است!!!
اگر جایی هم 1 در هزار به پستتون خورد، بدونید احتمالاً این از بقیشون دیوانه تره. جریان این میشه مثل اون ماجرایی که یه بازرسی رفت توی تیمارستان و برای اینکه مطمئن باشه همه این افراد اینجا دیوانه هستن، اونها رو برد کنار یه استخر خالی از آب و گفت: که بچه ها بپرید تو استخر و شنا کنید!! آقایی که شما باشی همه پریدن، به جزء یک نفر!. اون بازرس خیلی خوشحال شد از اینکه بالاخره یه آدم سالم بین این دیوانه ها پیدا کرده. برای همین به اون بنده خدا گفت: تو چرا نپریدی توی استخر؟!. اون بنده خدا در جواب گفت: آخه من شنا بلد نیستم.
آره ای دوست. غرض از این داستان این بود که بگم اگه یکی اینطوری خورد به پستت، زیاد خوشحال نشو.از این بقیشون پوکیده تره.
**
.!!!شماهایی که می گید نباید تنش ایجاد کنیم و باید محیط صمیمی داشته باشیم، خب خیلی عالیه. ولی سوال اینه که وقتی گروهی مایل به این کارها هستن، در مقابل باید چکار کرد؟ مگه اصلاً با منافق جماعت می شه مسالمت آمیز بود. اگه اینطوری هست، چرا با مسعود رجوی نتونستیم کنار بیایم.می گی اینها منافق نیستن! پس کی منافقه؟!!!
منافق کسانی هستند که به اسم اسلام دارن، اسلام رو می کوبن و سکولار و لیبرال تحویل جامعه می دن.
منافق کسی هست که قبل از کشتار مردم کرمانشاه به حرم حضرت عباس می ره و به دستان بریده اون قسم یاد می کنه که انتقامش رو از این حکومت بگیره.(مسعود رجوی قبل از عملیات فروغ جاویدان)
منافق کسی هست که به اسم قانون، مردم رو به کف خیابانها می آره و باعث تشنج و ضربه زدن به مردم می شه. و منافق کسی هست که با دیدن این واقعیت ها، هنوز بر سر مواضع خودش ایستادگی می کنه.با کسانی که از اون افتضاح روز عاشورا و هتک حرمت امام حسین و امام خمینی دفاع می کنه و اون وقت از توهین به نوه امام ناراحت می شه.
منافق و حرام زاده کسی هست که سروش مرتد رو سرمایه علمی و موسوی خوئینی رو پدر معنوی خودش و صانعی شیطان رو مجتهد خود می دونه.
کسی که امام زمان رو منکر می شه و قداست ائمه توهین می کنه حکمش جای خود، ولی به نظرت کسی که از این جانور حمایت می کنه چی!!!!
ما چیزی به عنوان هموطن جلبک نداریم. کسی که به عقاید گروه بزرگی از مردم توهین می کنه و اونها رو میمون خطاب می کنه و بقیه هم ازش دفاع می کنن، اینها نه تنها هموطن ما نیستن، بلکه از دشمن ما هم بدتر هستن.
چرا می گید باید با اینها تنش زدایی کرد و درگیری نداشت!!!! بابا وقتی می آن می رزن تو خیابونها و این همه کثافت کاری و خرابکاری می کنن، چه جوری باید با اینها تنش زدایی کرد!!! اصلاً ما چرا باید تنش زدایی کنیم؟!!!
در یک کلام اگر فکر می کنید باید با این جانورها تنش زدایی کنیم، پس چرا بنده رو توی ادد لیستتون گذاشتید. چون خودتون می دونید من به هیچکدومشون رحم نمی کنم و یک اعتقاد دارم:
جلبک خوب، یک جلبک مرده هست. همونطور که منافق خوب یه منافق مرده هست
حکایت می کنند که روزی ملا نصرالدین شایعه انداخت که سر کوچه،آش نذری میدن.همه به طرف سر کوچه دویدند.ملا یک لحظه با خودش فکر کرد که نکنه واقعا آش نذری بدهند و به من نرسه؟پس خودش هم به طرف سر کوچه دوید...
دوم خردادی ها شایعه انداختند که شورای نگهبان در موضوع رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی،برخوردی سیاسی خواهد کرد...ظاهرا خودشان هم باورشان شد که ممکن است واقعا چنین اتفاقی بیفتد.به همین جهت در انتخابات مجلس ششم،تعداد زیادی را به عنوان نامزد، معرفی کردند تا با وجود ردّ صلاحیت ها، بتوانند به تعداد کافی،نمایندهء دوم خردادی به مجلس بفرستند.اما اتفاق جالبی افتاد:به دلیل تایید صلاحیت خیلی از نامزد ها،تعداد نامزد ها خیلی زیاد شد و دوم خردادی ها برای جلوگیری از تقسیم رای مردم بین این همه نامزد،مجبور شدند تا برخی از آنها را در ازاء پرداخت 22 میلیون تومان(یعنی حقوق چهارسالهء یک نماینده در آن زمان)از نامزدی منصرف کنند...این یعنی دموکراسی.
مقدمه:
تازگیها بخاطر اینکه راحت دنبال فیلتر شکن بگردند ،(آخه خود کلمه فیلتر شکن رو نمیشه جستجو کرد)
کلمه فیلتر شکن رو انگول میکنند:
ف ی ل ت ر
fil تر
فیل خیس
حتی گلاب بروتون، من توی ابر برچسبهای بعضی وبلاگها، "فیل چس،فیل گوز، تر کن" هم دیدم.
احتمالا همین فردا، پس فردا برای اینکه بتونن دنبال اخبار و وبلاگهای جلبکی بگردند
باز هم مجبور میشن کلمه سبز رو انگول کنند:
س ب ز
سوز (لرها به سبز این جوریمیگن:sewz)
سوز (این یکی همون سوزخودمونه:SOOOOOZ )
زور
زوری
سوزش
سوراخ
بیلاخ
مالاخ
الاخخخخ
الاغ
ال دنگ
گلنگ
تیشه
غازمه
حروم زاده
نوری زاده
منافق
بهایی
بربری
آپاچی
و
....
....
همین جوری برید تا آخر... تو کامنت ها بزارید.
نکته: چیزی به نام تنش زدایی با جلبک در فرهنگ لغت من نیست. در فرهنگ لغت من، وقتی می نویسی کلمه جلبک این توضیحات رو جلوش می آره. بخون:
چیزی به نام جلبک خوب و منطقی نداریم. یک جلبک خوب، یک جلبک مرده است!!!
اگر جایی هم 1 در هزار به پستتون خورد، بدونید احتمالاً این از بقیشون دیوانه تره. جریان این میشه مثل اون ماجرایی که یه بازرسی رفت توی تیمارستان و برای اینکه مطمئن باشه همه این افراد اینجا دیوانه هستن، اونها رو برد کنار یه استخر خالی از آب و گفت: که بچه ها بپرید تو استخر و شنا کنید!! آقایی که شما باشی همه پریدن، به جزء یک نفر!. اون بازرس خیلی خوشحال شد از اینکه بالاخره یه آدم سالم بین این دیوانه ها پیدا کرده. برای همین به اون بنده خدا گفت: تو چرا نپریدی توی استخر؟!. اون بنده خدا در جواب گفت: آخه من شنا بلد نیستم.
آره ای دوست. غرض از این داستان این بود که بگم اگه یکی اینطوری خورد به پستت، زیاد خوشحال نشو.از این بقیشون پوکیده تره.
سایت جرس در جدید ترین فراخوانی خود به سبزک ها گفته:" بابا اغتشاش که نمی کنید لا اقل برا زنده کردن این جسد متعفن! شعر بگید و برا ماارسال کنید!"

یه چند تا شعر آماده کردم گفتم شاید به دردشون بخوره
***
اتل متل توتوله یه جنبش کوتوله
هم گاو داره هم پستون!
یک رای سبز بستون
اسمشو بذار خاله زری
تا که بگه دری وری
***
یه شیخ داریم قلقلیه
سرخ و سفید وگلیه
میزنی زمین نمیره هوا
میبریش هوا نمیاد زمین
ما این شیخ و نخواستیم
رای هامون رو نوشتیم
خدا بهمون عیدی داد
کی رای به شیخ مهدی داد؟
***
توی ده شلم رود
میر حسین یه جا نشسته بود
سن زیاد،عقل کوچیک ، روی سیاه، زبون درازواه واه واه
نه هاشمی نه خاتمی نه مرغ زرد کاکلی هیچ کس باهاش رفیق نبود
تنها کنار خل ها نشسته بود با زهرا
زهرا میای آشوب کنیم نه نمیام نه نمیام
میای بزن بکوب کنیم نه نمیام نه نمیام
***
ندا نبودی ببینی ...
جنبش فنا شد اینجا عزا شد دنیا بر ما شد
آه و واویلا کو اغتشاش ها؟
***
یه جنبش!
وسط همه ملت اسیره!
اگه پول ارباباشون نرسه!
دیگه کارش تمومه و می مییره!
***
یه جمع سبزپر نیاز، زبون هاشون خیلی دراز، استاد رپ و راک و جاز
بن بست باز!
محله دروغ و آز
***
مرغ جرس ناله سر کن
تخم سبزی به در کن
شیخ عاقل ،علم زهرا
آرزومون داده بر باد
ای خدا ای فلک ای طبیععععت
عبرت ما برای بشر کن
***
ساده بگم ساده بگم سبزکی ام
اهل اون بالا بالا ها
شبا توی جکوزیم شبا توی جکوزیم
ساده بگم ساده بگم سبزکی ام بوی جرس میده تنم من عاشق کروبی ام
من عاشق کروبی ام
نکیر و منکر پس از سوالهای معمول در مورد خدا و دین و پیرو پیغمبر رو به موسوی میگن: آقا جان شما نامه عملت سیاهه. باید بری جهنم. موسوی: برو ببینم . تو نامه عملم چیز شده ؛ یعنی دستکاری شده. من قبول ندارم. نکیر : اون کسی که نامه عمل تو رو نوشته خدا مشخص کرده. مورد اعتماد خدا بوده. موسوی: نخیر آقا جان. من میگم دستکاری شده. شما هم باید قبول کنید.
منکر: آقا اینطوری حرف نزن. با این حرفت داری نعوذبالله خدا رو میبری زیر سوال. با این گرز میزنم تو سرت ها!!! موسوی: آقا فضا رو چیز نکنید؛ یعنی امنیتی و نظامی نکنید. همین شما ها هستید که با این کاراتون فضای اختناق و چیز رو؛ یعنی دیکتاتوری بوجود می آورید. حالا که این طور شد من اصلا خدا رو هم قبول ندارم. باید یه کمیته چیز یاب، منظورم حقیقت یابه، تشکیل بشه که بیطرف باشه.
نکیر خطاب به منکر: میگم این یارو یکی دو تختش کمه ها. این مثل اینکه حالیش نیست که اینجا آخر خطه. هنوز هم کلش بو قرمه سبزی میده.
موسوی: آقایان در گوشی صحبت کردن از نظر اسلام مشکل داره. من خودم یادمه که امام (رحمه الله) یه روز به من فرمودند موسوی جون. من گفتم بله آقا. اجازه بدید دستتون رو چیز کنم؛ یعنی ببوسم. ایشون نگذاشتن. بعد به من گفتند . . .(در همین هنگام نکیر و منکر صحبت میر را قطع میکنند ) نکیر و منکر ( با عصبانیت) : مردکه نفهم. اینجا انتخابات نیست. قیامته.
موسوی: آقا قانون چیزه، یعنی قانونه. قیامت و انتخابات نداره . شما ها همتون قانون گریز هستید. اصلا آقا از وقتی که همین دار و دسته شما بحث قیامت رو در جامعه مطرح کرد یک فضای فوق امنیتی در جامعه ایجاد شد که امید به چیز مردم، یعنی امید به زندگی مردم خیلی کم شد. شما که همه دنیا هم دست خودتونه. هر کار بخواهید میکنید.
موسوی(در حالی که با نگاه خود به دنبال دوربین میگردد ادامه میدهد): مردم من اگر خدا میشدم این اخلاقها رو از جامعه چیز میکردم ؛ یعنی در واقع حذف میکردم. من این قیامت رو برمیداشتم. این اصلا توهین به انسانیت و بشریت و خلاف چیز بشر، یعنی حقوق بشر است. چه معنی دارد که شما این جوانها رو ستاره دار میکنید. چرا دو دستگی میکنید. خودی و غیر خودی و بهشتی و جهنمی میکنید. نکیر و منکر همینطور هاج و واج و در نهایت عصبانیت به موسوی نگاه میکنند.
در همین حال نکیر میگوید: حالا چند لحظه خفه خون بگیر تا یه چند تا پرونده از کارهایی که در زمان زنده بودن کردی بهت نشون بدیم. نشون بدیم؟ بدیم؟ و چند تا از کارهای زشت و بد بد جناب میر به ایشون نمایش داده میشود.
بعد منکر میگوید حالا بگو. حالا چی؟ ناگهان میر که شدیدا از این کار نکیر عصبانی بود با لحنی کاملا مضطرب و عصبانی گفت: شما ها خجالت نمیکشید پرونده ی همسر بنده رو ( ببخشید اینجا اشتباه لپی بود، «پرونده ی بنده» صحیح است) رو گرفتین جلوی من و نشون من میدهید. شما به جای اینکه بیایید برای مردم پروند سازی کنید برید یه فکری به حال چیز سالی ، یعنی خشکسالی و این سیل و زلزله هایی که همش از سوء مدیریت شما حاصل شده بکنید.
اصلا من به خاطر همین مشکلات و احساس چیزی که کردم ؛ یعنی احساس خطری که کردم به این دنیا اومدم که جلوی این چیزا رو بگیرم. من نمیدونم این حضرت باری تعالی به جای اینکه حضرات عتید و رقیب را بگذارند تا ملت رو بپایند، بروند یه فکری به حال مدیریت این دنیا بکنند. البته اینها همش ناشی از چند نکته در مدیریت است از جمله ماجراجویی و بی ثباتی، رفتارهای نمایشی و قهرمان نمایی و شعاری ، خیالبافی و خرافه گرایی، خلاف گویی و پنهان کاری، خود محوری و قانون گریزی ، افراط و تفریط است و ... و بنده آمده ام که با اینها چیز کنم، یعنی مقابله کنم.
بیانیه میرحسین –به مناسبت چهارشنبه سوری

ملت چیزپرور و اراذل خداجوی ایران.
من فقط در روز ولنتاین بیانیه ند ادم ولی این بار از فرصت استفده کردم و بیانی ای دادم. متاسفانه آنچه در نه دی و بیست و دوم بهمن دیدیم چیزی جز یه صحنه آرایی خطرناک توسط حکومت نبود و البته عده ای معدود فریب این را خوردند و دست از آرمان های اصلی خود یعنی به آتش کشیدن سطل زباله ها برداشتند که جای بسی تاسف دارد و بنده آن ها را به روی آوردن دوباره به این آرمان ها دعوت میکنم. در فرصتی مناسبی که پیش رو است یعنی چهارشنبه آخر سال که میتوان با این آرمان های والا یعنی به آتش کشیدن سطل زباله ها و اماکن عمومی و خصوصی تجدید پیمان کنیم .
مردم خداجوی شیطان پرست ما که از چند ماه قبل جشن چهارشنبه سوری را شروع کرده بودند و با آتش زدن اتوبوس و سطل های زباله و اماکن عمومی تمرینات خوبی را برای این روز مهم انجام داده بودند قطعا در این روز چهارشنبه آتشی غیرقابل مهار ایجاد خواهند کرد .
به امید ایرانی سوخته
به دلیل ترورهای اخیر توسط منافقین که آماج آن به سوی نخبگان و دانشمندان کشور ماست ملت اغتشاشگر ایران (خداجوها) تصمیم گرفتند برای دور شدن بلاها از نخبه ی سیاسی_هوشی ایران جناب آقای مهدی کروبی طرح ختم صلوات 300 میلیونی بگیرند و هر نفر که از امام (ره) نامه گرفته که هر کاری دوست داره بکنه باید روزی 300 تا صلوات بفرسته تا خدای نکرده آمریکا و همدستانش فکر ترور آقای کروبی به سرشون نزنه.
اما آنها که نامه ای نگرفته اند شما هم صلوات بدین ،خدا خیرتون بده این پیر دم مرگ رو از ترور نجات بدین ان شاالله خدا یه نامه از امام براتون میفرسته که وجوهات شرعی بگیرید و برای خودتون خرج کنید.
اخیرا «سازگارا» در یک برنامه تلویزیونی که به عنوان «مجری-میهمان» در آن شرکت کرده بود جدیدترین راهکارهای فرقه سبز را به آشوبگران خداجو ارائه داد. این تاکتیکها به شرح زیر است:
1- برای نشان دادن اعتراض خود به نظام، به استادیوم بروید و وقتی که تیم محبوبتان گل خورد شادی کنید!
2- در حمام بدنتان را به جای صابون با سنگ پا بشویید.
3- به مستراح رفته و پس از انجام کار واجب
در دستشویی بر عکس بنشینید و خود را با آب داغ بشویید (داغداغ همچین که بسوزید) تا فشار گاز افتکند.
4-در مستراح برای اسراف در مصرف آب و متضرر کردن رژیم، سیفون را چند مرتبه کشیده و برای عادی جلوه دادن از خودتان صداهای مشکوک در بیاورید.
5- درساعات اوج مصرف، اتوی خود را به برق بزنید چون وقتی پول برقتان زیاد شد از شما به عنوان تپلترین مخالفانی که یک نظام میتواند داشته باشد، یاد خواهد شد.
۶- شبها هنگام تردد در خیابان چراغ ماشین خود را روشن کنید و قبل از حرکت مقصدتان را مشخص کنید و در صورت تردد در محورهای کوهستانی، به لج رژیم آنقدر خرکی رانندگی کنید که توسط گشت نامحسوس پلیس، ماشینتان توقیف و به پارکینگ منتقل شود.
۷- هنگام خرید کالا در اعتراض به رژیم به علامت استاندارد و تاریخ مصرف توجه نکنید. نهایت این است که مسموم میشوید، اگر همچین شد در اعلام انزجار از رژیم به جای دکتر به دامپزشک مراجعه کنید اما نه هر دامپزشکی، دامپزشکی که مخالف نظام باشد.
۸- قبض جریمه خود را پرداخت نکنید تا هنگام خلافی گرفتن 2 برابر شود. در اینباره شاید عدهای بگویند که پولش میرود در جیب دولت، اما اینطور نیست بلکه پولش میرود در جیب راهنمایی و رانندگی
نظرات ()